ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

167

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

فقدان ترا جبران نمىكند نسبت بامت مگر با بودن مانند هارون ( فرزندش و خليفه بعدى كه واثق باشد ) . مادرش مارده نام از دو نژاد در كوفه متولد شده بود كه نژاد مادر او سغد بوده و پدرش در محل « بندنجين » زيست مىكرد . بيان سيره و رفتار او از احمد بن ابى دؤاد روايت شده . چون نام معتصم نزد او برده شد او در ثنا و ذكر نيكىهاى او سخن بسيار گفت . كه از حيث اخلاق و معاشرت بسيار كريم و بزرگوار بوده . گفت : روزى كه ما در « عموريه » ( نام آن در فتح بزرگ معتصم ذكر شد ) بوديم . از من پرسيد درباره رطب چه عقيده دارى . من گفتم اى امير المؤمنين رطب در عراق است و ما در بلاد روم هستيم رطب كجا و ما كجا ؟ گفت : مقدارى از آن از بغداد آورده‌اند . من مىدانم كه تو ميل و اشتها دارى كه رطب تناول كنى . سپس دست دراز كرد و يك خوشه خالى برداشت و به من داد . ( مزاح كرده بود ) . من در سفر با او معاشرت و مزاح داشتم . پس از آن ( احمد ) بقيه حكايت را نقل كرد و گفت : من براى حفر يك نهر آب در محل « شاش » كه قبل از اسلام بود و بعد از آن پر و كور شد دو هزار هزار درهم از او گرفتم و پس از تجديد حفر آن كه مردم قبل از آن دچار عسرت بودند بخير و رفاه رسيدند . ديگرى گفت ( شخص ديگر در اخلاق معتصم گفت ) هر گاه خشمناك مىشد از ريختن خون مردم و قتل آنها باكى نداشت . او در ساختمان و آرايش و تزيين بنا علاقه نداشت ولى از مخارج لشكركشى هر قدر سنگين و بسيار باشد باكى نداشت و دست او باز بود . احمد بن سليمان بن ابى شيخ گويد : زبير بن به كار از علويان گريخت و بعراق رسيد او با علويان ( آل على ) دشمنى